همزمان با عید قربان

یادواره خانگی بسیجی شهید محمد درویشی در سربنان زرند برگزارگردید/ وصیت نامه عرفانی شهید

به همت پایگاه مقاومت بنت الهدی حوزه الزهراءسپاه زرند یادواره خانگی بسیجی شهید محمد درویشی با حضور علی رضا اسلامی راوی دفاع مقدس وخانواده این شهید در منزل پدر شهید در روستای کهنوج سربنان زرند برگزارگردید
کد خبر: ۹۴۴۳۸۰۴
|
۲۰ تير ۱۴۰۱ - ۰۷:۳۸

به گزارش خبرگزاری بسیج از کرمان :همزمان با عید قربان  وبه همت پایگاه مقاومت بنت الهدی حوزه الزهراء (سلام الله علیها) سپاه زرند یادواره خانگی شهید محمد درویشی با حضور علی رضا اسلامی راوی دفاع مقدس وخانواده این شهید در منزل پدر شهید در روستای کهنوج سربنان زرند  برگزارگردید

در این مراسم علی رضا اسلامی مسئول انجمن راویان دفاع مقدس شهرستان زرند به بیان خاطرات این شهید پرداخت ودر ادامه هرکدام از اعضای خانواده این شهید به ذکر خاطراتی از این شهید پرداختند .

این یادواره با چند برنامه فرهنگی وبیان وصیت نامه این شهید ومداحی همراه بود .

لازم به ذکر است :شهید «محمد درویشی قنات‌البشر» بیست‌ و پنجم بهمن1326، در روستای كهنوج سربنان از توابع شهرستان زرند به دنیا آمد وی خواندن و نوشتن را می‌دانست. سال 1353، ازدواج  و صاحب‌ دو پسر و دو دخترشد. این شهید،کارمند شرکت ‌ذغالسنگ بود و به‌عنوان بسیجی ‌در جبهه حضور یافت. که در بیست ‌و‌‌ دوم اسفند1362، در جزیره‌ مجنون بر اثراصابت ترکش خمپاره به شهادت رسید که پیکر وی مدت‌ها در منطقه به جا ماند و پس از تفحص سال 1375،‌ در گلزار شهدای زادگاهش درگلزارشهدای روستای کهنوج سربنان آرام گرفت .

وصیت نامه عرفانی شهید «محمد درویشی»؛

می خواهم خونم بر کربلای ایران ریخته شود تا شاهد رسالتم باشد

در وصیت نامه عرفانی شهید «محمد درویشی» امده است: خدایا من هیچ ندارم که به ملت مسلمان ایران هدیه کنم، د به جز یک جان ناقابل که برای رضای تو می خواهم. خونم بر کربلای ایران ریخته شود تا شاهد رسالتم باشد.

شهید «محمد درویشی» بیست ‌و پنجم بهمن 1326، در روستای سربنان از توابع شهرستان زرند به دنیا آمد. وی خواندن و نوشتن را می‌دانست. سال 1353، ازدواج کرد و صاحب‌ دو پسر و دو دخترشد. کارمند شرکت ‌ذغالسنگ بود، به‌عنوان بسیجی ‌در جبهه حضور یافت. بیست ‌و‌‌ دوم اسفند 1362، در جزیره‌ مجنون عراق بر اثر اصابت ترکش خمپاره شهید شد. پیکر وی مدت‌ها در منطقه به جا ماند و پس از تفحص سال 1375،‌ در گلزار شهدای زادگاهش به خاک سپرده شد.

در ادامه بخش هایی از وصیت نامه شهید «محمد درویشی» را مرور می کنیم:

خدایا ازت سپاسگزارم که امام را برای راهنمایی و نجات ما از چنگال کفر پهلوی و استکبار قرار دادی.

خدایا از نعمت های توشاکرم. خدایا تو رئوفی، کریمی، رحیمی، غفوری، ستاری، علامی، بخشاینده ای، یگانه ای، مجیدی، آگاهی، منزهی و برترین و والاترین هستی.

خدایا برای شکست دشمنم، دشمن کافرم همین بس که من به تو دلبسته ام و امیدم به توست و رضای تو را می خواهم و قدم در راه تو برمی دارم ولی او امیدش به توپ و تانک و وسیله های ساخت آمریکا و شوروی و از یاد تو مهربان رفته و ذکر تو را فراموش کرده. البته منظورم این است که هدفش راه و مکتب رسول تو نیست.

اما ای خدای مهربان تو از قلب فرمانده مان آگاهی و خودت امام زمان را فرمانده مان قرار دادی. از قلب اماممان خمینی بت شکن آگاهی. از قلب آن نوجوانی که خودش را زیر تانک می اندازد آگاهی. از قلب همه رزمندگان اسلام آگاهی و می دانی که هدف چیست. ما را به هدفمان که خودت هستی و نزدیک شدن به خودت برسان.

خدایا تو به ما نعمت های زیادی دادی. آن قدر نعمت دادی که قابل شمارش نیست و من به هیچ عنوان نمی توانم به اندازه آنها شکر تو را به جای آورم. ولی ای خدای مهربان تو رحیمی و بخشاینده و در شکر نعمات تو کوتاهی کرده ام. مرا به فضل و کرامتت عفو کن و از ناسپاسی ها و گناهانم درگذر. به حق رسولت و جانشینش و سرور شهدا درگذر از من گناهکار و ناشکر.

خدایا اینک برای احیای مکتب رسولت و پیغمبرم حضرت محمد (صل الله علیه وآله وسلم )  به جهاد برخاسته ام و با کفار و کفر جهانی جهاد می کنم و انشاءالله به حول و قوه خودت ریشه های کفر و ظلم را قطع می گردانم البته خودت یاری ام کن که اگر تو کمک نکنی من هیچ هستم حتی هیچ هم نیستم. از هیچ کمترم. خدایا انقلاب اسلامیمان را در پناه خودت مصون و محفوظ بدار و آن را به قیام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) متصل بگردان و جهانی کن.

خدایا تو را به حق علی (علیه السلام ) ، به حق سرور شهیدان سوگندت می دهم که هرچند ما به اندازه ای که باید، عبادت تو را به جا نمی آوریم و نیاورده ایم ولی تو از در بخشش و کرم و رحمتت نظرت را از ما برنگردان که اگر نظرت را برگردانی سرگردان می شویم.

خدایا من هیچ ندارم که به ملت مسلمان ایران هدیه کنم که رضای تو نیز در آن باشد به جز یک جان ناقابل که برای رضای تو می خواهم خونم بر کربلای ایران ریخته شود تا شاهد رسالتم باشد.

اگر خدایم توفیق شهادت را به من داد، همه را به تقوا و صبر دعوت می کنم و از شما می خواهم که زینب گونه باشید و عمل کنید. خدای یکتا، همه خانواده های شهدا را صبر دهد. سرپرست خانواده باش و از یاد و ذکر خدا غافل مشو. بر جنازه و پیکر غرق خونم گریه نکنید. فقط برای شهدای کربلا گریه کنید و به همه بگوئید که برای اسلام خدمت کنند و دین خدا را یاری کنند و امام را تنها نگذارند تا خدای مهربان یاریتان نماید. رهرو حسین باشند و حسین وار عمل کنند.

ارسال نظرات