سرویس های خبری
‌استان ها
‌اقشار
سایر خدمات
کد خبر: ۹۱۴۲۶۶۱
تاریخ انتشار: ۰۲ خرداد ۱۳۹۸- ۲۴: ۱۵
در کتاب «از سنندج تا خرمشهر» مطرح شد
یکی از فرماندهان تیپ‌های عراقی اسیر شد؛ گفت یک بلندگو به من بدهید تا به نیروهایم بگویم بیایند تسلیم بشوند. ما هم بلندگو دادیم و او هم به زبان عربی دعوت کرد و واقعاً هم دعوتش مؤثر بود...

به گزارش خبرگزاری بسیج، سردار سید یحیی (رحیم) صفوی در کتاب «از سنندج تا خرمشهر» با اشاره به عملیات بیت‌المقدس در خصوص مرحله چهارم این عملیات را روایت می‌کند:

در مرحله چهارم عملیات بیت‌المقدس چند اتفاق افتاد که روحیه نیروهای عراقی را به‌شدت ضعیف کرد؛ اول اینکه نیروهای ما یک هلیکوپتر عراقی را که احتمالاً آمده بود فرماندهان را ببرد، وقتی نزدیک شد برای اولین بار با آر پی جی ۷ زدند. هلیکوپتر در آسمان آتش گرفت و وقتی زمین خورد، منفجر شد و نیروهای عراقی روحیه خود را از دست دادند. دوم اینکه سرهنگ زیدان یکی از فرماندهان عراق با جی‌پش روی میدان مینی رفت که خودش ایجاد کرده بود و تکه‌پاره شد و عراقی‌ها برای فرار خودشان به آب رودخانه زدند. می‌خواستند از طریق آب خودشان را نجات بدهند.

یکی از فرماندهان تیپ‌های عراقی هم اسیر شد. او گفت یک بلندگو به من بدهید تا به نیروهایم بگویم بیایند تسلیم بشوند. ما هم بلندگو دادیم و او هم به زبان عربی دعوت کرد و واقعاً هم دعوتش مؤثر بود. بر اثر دعوت او و اوضاع صحنه نبرد، چندین هزار عراقی درحالی‌که سلاح‌هایشان روی دست‌هایشان بود، فوج‌فوج تسلیم می‌شدند. همان روز من از جاده خرمشهر با ماشین به سمت خرمشهر می‌رفتم که در کنار جاده دیدم یک بسیجی لاغراندام با گردن باریک و یک کلاه آهنی که روی سرش لق می‌خورد، تفنگ کلاشینکف را محکم با غرور و افتخار در دست دارد و حدود ۱۰۰ اسیر عراقی را دارد به عقب می‌آورد. به بازوی یکی از این عراقی‌ها که نگاه کردم، دیدم بازوی این عراقی از گردن بسیجی‌ها کلفت‌تر است.

این مطلب برگرفته از کتاب تاریخ شفاهی دفاع مقدس سیدیحیی صفوی با عنوان «از سنندج تا خرمشهر» که توسط انتشارات مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس به چاپ رسیده، است.

بازدید از صفحه اول
sendارسال به دوستان
printنسخه چاپی
عضویت در خبرنامه
گزارش خطا
نظر ‌بینندگان
نام:
ایمیل:
* نظر:
tr_sar
پر بیننده ها
tc_sar
tl_sar