سرویس های خبری
‌استان ها
‌اقشار
سایر خدمات
r_marquee
پيش‌بيني تاريخي رهبر انقلاب: حتي با قبول ديكته‌هاي دشمن در مساله هسته‌اي، باز هم تحريمها را برنخواهند داشت! - 1393/11/29      
l_marquee
bolet_tele
bolet_tele
کد خبر: ۹۱۲۰۸۱۷
تاریخ انتشار: ۲۷ اسفند ۱۳۹۷- ۳۵: ۱۳
گفتگوی اختصاصی بسیج زنان با کاپیتان تیم ملی کبدی بانوان
کاپیتان تیم ملی کبدی بانوان ایران با اشاره به اینکه در سال های ملی پوش بودن جز یک قرارداد مابقی را بدون دریافت حقوق بازیک کرده است می گوید: آرزویم این است برای مردم سیستان کاری کنم.

به گزارش سرویس بسیج جامعه زنان کشور خبرگزاری بسیج،فریده ظریف دوست را بی شک می توان اسطوره تلاش،مقاومت و ایستادگی خواند.تک دختر خانواده ای هشت نفره. دختری از دیار باد و خاک که با دستانی خالی اما اراده ای پولادین که از منطقه ای محروم که به گفته خودش دخترانش غم آب دارند و نان، توانست بازوبند تیم ملی کبدی بانوان را با افتخار بر بازو ببندد. بازوبندی که شاید خیلی پیشترها باید بر بازویش بسته می شود. هرچند که چه با بازوبند و کاپیتانی و چه بدون او، چیزی جز موفقیت کشور عزیزش و به رقص در آوردن پرچم پرافتخار ایران بر فراز آسیا و دنیا در سرش نیست.
بیشتر بخوانید:
فریده ظریف دوست؛ بانویی که مقاومت و جنگندگی را معنا کرد

کاپیتان تیم ملی کبدی بانوان ایران در گفت وگویی صمیمانه با طنین یاس از سال ها تلاش خود می گوید:
** سالها تلاش کردید . نه فقط در کبدی . که در رشته های بسیاری. این نشان از اراده پولادین ظریف دوست دارد اما به نظر می رسد که گله های بسیاری هم دارید.
بله. هر چند که گاهی فکر می کنم گفتنش فایده ندارد. چرا که می تواند کار را سخت تر هم کند. اما سکوت هم نمی توان کرد. از هیچ تلاشی فروگزار نیستم اما گاهی فقط تلاش و تقلای شما کافی نیست. گاهی به راحتی از کنار تمام تلاشهای که می کنی می گذرند.درست مثل زمانی که فرزندم را از دست دادم و به سختی توانستم با کمک ورزش به خودم آمده و به زندگی برگردم. اما به راحتی از تیم ملی خط خوردم و این شد دست مزد زحماتی که کشیدم و اتفاق تلخی که .... این نوع نگاه، آزار دهنده ترین رفتاری است که در تمام طول این سالها نتوانستم با آن کنار بیایم. من دوازده سال و شاید هم بیشتر در تیم ملی بودم اما زمان خیلی زیادی نیست که بازوبند کاپیتانی را بربازوم دارم. هرچند که برایم فرقی نمی کند و در هر صورت از جان و دل برای تیم ملی و کشورم مایه می گذارم اما تبعیض ها گاهی دل آدم را می شکند. مثل زمانی که به سادگی چشم روی بچه های سیستان بستند و آنها را باوجود توانایی های بالایی که داشتند کنار گذاشتند و نفراتی را برگزیدند که با خط خورده های سیستان قابل مقایسه هم نبودند. نه اینکه فکر کنید می خواهم از دختران شهر و دیار خودم دفاع غیرمنطقی کنم نه. من می گویم آنهایی باید انتخاب شوند که توانایی اش را دارند .چرا که این انتخابهای درست است که ما را در مسیر موفقیت قرار می دهد. ما خیلی سالها قبل باید قهرمانی آسیا را به دست می آوردیم اگر، انتخابها بر اساس شایستگی ها بود. نه مسائلی دیگر!

** شنیدم عرق به سیستان باعث شده تا حتی در لیگ یک بازی کنید.
بله.شاید این برای بازیکن تیم ملی خوب نباشد اما من به این چیزها فکر نمی کنم. من، هدفم جدا از افتخار آفرینی برای ایرانم، برداشتن گامی مثبت برای مردم سیستان و زابل است. شاید دستم به جایی بند نباشد و نتوانم کاری را که می خواهم بکنم اما هرگز هم دست از تلاش برنمی دارم. بچه های بسیاری بودند که به تیم های دیگر رفتند. نمی توانم آنها را سرزنش کنم. زندگی خرج دارد و آنها باید کمک خرج خانواده خود باشند و این مسئله آنها را ناچار می کند که گاهی تصمیماتی بگیرند که شاید از صمیم قلب هم به آن راضی نباشند اما سرنوشت، بازیهای تلخی با ما آدم ها می کند.
من در خانواده ای ورزشی بزرگ شدم . پنج برادر داشتم که کشتی گیر بودند. پدرم هم ورزشی بود و همراه با مادرم یکی از حامیان اصلی من در این راه.

** با قهرمانی در آسیا به اهدافت در کبدی رسیدی ؟
هدفهای یک ورزشکار تمامی ندارد,۱۸‌سال است که کبدی کار می‌کنم.‌ سال ۸۶ نایب‌قهرمان آسیا،‌ سال ۸۷ نایب‌قهرمان آسیا، ‌سال ۸۸ با تیم‌ملی جوانان نایب‌قهرمان آسیا، ‌سال ۸۸ مدال برنز بازی‌های آسیایی گوانجو، ‌سال ۹۰ کاپیتان تیم‌ملی بودم و مقام سوم آسیایی جوانان را کسب کردیم. همان ‌سال ۹۰ نایب‌قهرمان جهان با بزرگسالان و ‌سال ۹۳ در المپیک داخل سالن اینچئون کره نایب‌قهرمان شدیم. بعد از آن،‌ سال ۹۶ مقام سوم آسیا با بزرگسالان را کسب کردیم و الان هم که قهرمان بازی‌های آسیایی شدیم.
راه سختی اما طی شد برای رسیدن به قهرمانی آسیا. اینطور نیست؟
صدر در صد. از ابتدا بازیکن تیم سیستان‌وبلوچستان بودم. ‌سال ۸۸ هیچ‌کسی نبود که هزینه‌های مرا پرداخت کند و وقتی دیدم در این استان هیچ جای پیشرفتی برای من وجود ندارد، به استان گلستان رفتم و زیر نظر اعظم مقصدلو که مربی تیم‌ملی بودند، کار را ادامه دادم. این امکان را پدرم به عنوان یکی از مشوقان اصلی من برایم ایجاد کرد. آنجا همه بازیکنان ملی بودند و واقعا هم پیشرفت کردم.به طوریکه الان ۱۲ سال است که بازیکن تیم ملی هستم.

** اما این همه سال ملی پوش بودن نتوانسته اندکی از مشکلاتی که را که داشتی ،به خصوص در زمینه مسائل مالی حل کند
درست است. به جز یک‌سال که قراردادم ۴‌میلیون بود، دیگر هیچ سالی، هیچ قراردادی نداشتم. یعنی در این سال‌ها من هیچ حقوق و پولی نداشتم.نه اینکه فکر کنید فقط به خودم فکر می کنم. واقعا این طور نیست. من اگر درآمدی داشتم برای بچه ها کاری می کردم.چون واقعا اذیت می شوم وقتی می بینم که حق این بچه ها نادیده گرفته می شود فقط چون امکاناتی ندارند.
** به همین دلیل است که گفتی در صورت گرفتن پاداش قهرمانی در آسیا می خواهی برای بچه های زابل سالن ورزشی بسازی؟
بله.آرزویم این است که برای مردم سیستان و زابل کاری کنم. به خصوص برای بانوان آن. ولی کار زیادی از دستم برنمی آید. برادرم نیاز به پیوند کبد دارد، مدام می گوید نمی توانی برایم کاری کنی، فکر می کند کاری از دستم برمی آید اما من چه کاری می توانم بکنم ؟یا سمیه بامری که هنوز هم یکی از بهترین مدافعان ایران است و هنوز هم می گوییم از او در لیگ استفاده کنیم.اما شوهرش بیکار است و بچه اش هم پوکی استخوان دارد. سمیه هم فکر می کند من می توانم کاری برایش انجام دهم و هر زمان که مرا می بیند می وید که برای شوهرم کاری بکن یا برای فرزندم اما من چه باید بکنم ؟کاری که از دست من برمی آید این است که تلاش کنم سالنی برای کبدی ایجاد کنم تا بچه های اینجا دست کم جایی داشته باشند برای تمرین کردن.

** به عنوان کاپیتان تیمی که تاریخ ساز شده چه انتظاری از مسئولان دارید؟
انتظار دارم که نگاهی ویژه به ما داشته باشند. باور کنید که ما خیلی پیشترها می توانستیم به سیطره هندی ها پایان داده و قهرمان آسیا شویم اگر نگاهی به استعدادهای سیستان می شد. اینجا استعدادهای زیادی هست که متاسفانه به آنها توجه نمی‌شود. مثلا از روستای صادق، سمیه بامری، کلثوم بامری، زهره و مریم بامری کبدی‌کارند که اگر تیم‌ملی بودند، از بازیکنان هندی هم بهتر بودند ولی این بچه‌ها ۵۰۰تا تک‌تومانی نداشتند که پول مینی‌بوس را بدهند و تا زابل برای تمرین بیایند. در روستاها و توی مسیر هم اذیت می‌شوند و حق این بچه‌ها نادیده گرفته شد، چون امکاناتی نداشتند.درحالی که می توانستند برای ایران افتخار آفرینی کنند اما این استعدادها الان حتی به سختی نان برای خوردن پیدا می‌کنند.
** گفتید که می خواهید ورزشکار المپیکی به ورزش ایران تحویل دهید. این همه مشکلات که از نزدیک با آن دست و پنجه نرم می کنید ناامیدتان نمی کند؟
امید آخرین چیزی است که می میرد. مشکلات زیادی هست اما این مشکلات نمی تواند ما را به عقب براند.ما یاد گرفته ایم که با مشکلات بجنگیم. شما نگاهی به انقلاب ما بیندازید. ۴۰سال از عمر آن می گذرد. مگر مشکلات کمی داشته.اگر قرار بود از روز اول بگوییم که نمی توانیم الان کجا بودیم؟ همیشه باید تلاش کرد. اگر دست روی دست بگذارید و به تماشا بنشینید حقی برای اعتراض ندارید. چون شما هم می شوید مثل آنها که قدمی برنمی دارند. هیچ کس هم اگر تلاش نکند، خود آدم می تواند تلاش کند و من باور دارم که اگر برخی مسئولان چشم بر تلاشهایتان ببندند و آن را نبینند اما خدا حتما شما و تلاشی که می کنید را خواهد دید. این از همه چیز بالاتر است .چون خدا می گوید از شما حرکت ،از من برکت. من این حرکت را کردم و پس دیگر ناامیدی معنایی ندارد. من با امید به خدا و اطمینان به توانایی های بچه های سیستان و زابل باز هم می گویم که می توانم بازیکنان المپیکی تحویل دهم و در این راه از هیچ کوششی دریغ نمی کنم و حاضرم با دستان خودم سالن بسازم .اما واقعا به نیم نگاه و حمایت مسئولان هم نیاز داریم. نه فقط من. که سیستان و زابل و بچه هایی که مملو از استعدادهای ناب هستند و فقط باید آنها را دید. /فریده ظریف دوست را بی شک می توان اسطوره تلاش،مقاومت و ایستادگی خواند.تک دختر خانواده ای هشت نفره. دختری از دیار باد و خاک که با دستانی خالی اما اراده ای پولادین که از منطقه ای محروم که به گفته خودش دخترانش غم آب دارند و نان، توانست بازوبند تیم ملی کبدی بانوان را با افتخار بر بازو ببندد. بازوبندی که شاید خیلی پیشترها باید بر بازویش بسته می شود. هرچند که چه با بازوبند و کاپیتانی و چه بدون او، چیزی جز موفقیت کشور عزیزش و به رقص در آوردن پرچم پرافتخار ایران بر فراز آسیا و دنیا در سرش نیست.
بیشتر بخوانید:
فریده ظریف دوست؛ بانویی که مقاومت و جنگندگی را معنا کرد

کاپیتان تیم ملی کبدی بانوان ایران در گفت وگویی صمیمانه با طنین یاس از سال ها تلاش خود می گوید:
** سالها تلاش کردید . نه فقط در کبدی . که در رشته های بسیاری. این نشان از اراده پولادین ظریف دوست دارد اما به نظر می رسد که گله های بسیاری هم دارید.
بله. هر چند که گاهی فکر می کنم گفتنش فایده ندارد. چرا که می تواند کار را سخت تر هم کند. اما سکوت هم نمی توان کرد. از هیچ تلاشی فروگزار نیستم اما گاهی فقط تلاش و تقلای شما کافی نیست. گاهی به راحتی از کنار تمام تلاشهای که می کنی می گذرند.درست مثل زمانی که فرزندم را از دست دادم و به سختی توانستم با کمک ورزش به خودم آمده و به زندگی برگردم. اما به راحتی از تیم ملی خط خوردم و این شد دست مزد زحماتی که کشیدم و اتفاق تلخی که .... این نوع نگاه، آزار دهنده ترین رفتاری است که در تمام طول این سالها نتوانستم با آن کنار بیایم. من دوازده سال و شاید هم بیشتر در تیم ملی بودم اما زمان خیلی زیادی نیست که بازوبند کاپیتانی را بربازوم دارم. هرچند که برایم فرقی نمی کند و در هر صورت از جان و دل برای تیم ملی و کشورم مایه می گذارم اما تبعیض ها گاهی دل آدم را می شکند. مثل زمانی که به سادگی چشم روی بچه های سیستان بستند و آنها را باوجود توانایی های بالایی که داشتند کنار گذاشتند و نفراتی را برگزیدند که با خط خورده های سیستان قابل مقایسه هم نبودند. نه اینکه فکر کنید می خواهم از دختران شهر و دیار خودم دفاع غیرمنطقی کنم نه. من می گویم آنهایی باید انتخاب شوند که توانایی اش را دارند .چرا که این انتخابهای درست است که ما را در مسیر موفقیت قرار می دهد. ما خیلی سالها قبل باید قهرمانی آسیا را به دست می آوردیم اگر، انتخابها بر اساس شایستگی ها بود. نه مسائلی دیگر!

** شنیدم عرق به سیستان باعث شده تا حتی در لیگ یک بازی کنید.
بله.شاید این برای بازیکن تیم ملی خوب نباشد اما من به این چیزها فکر نمی کنم. من، هدفم جدا از افتخار آفرینی برای ایرانم، برداشتن گامی مثبت برای مردم سیستان و زابل است. شاید دستم به جایی بند نباشد و نتوانم کاری را که می خواهم بکنم اما هرگز هم دست از تلاش برنمی دارم. بچه های بسیاری بودند که به تیم های دیگر رفتند. نمی توانم آنها را سرزنش کنم. زندگی خرج دارد و آنها باید کمک خرج خانواده خود باشند و این مسئله آنها را ناچار می کند که گاهی تصمیماتی بگیرند که شاید از صمیم قلب هم به آن راضی نباشند اما سرنوشت، بازیهای تلخی با ما آدم ها می کند.
من در خانواده ای ورزشی بزرگ شدم . پنج برادر داشتم که کشتی گیر بودند. پدرم هم ورزشی بود و همراه با مادرم یکی از حامیان اصلی من در این راه.

** با قهرمانی در آسیا به اهدافت در کبدی رسیدی ؟
هدفهای یک ورزشکار تمامی ندارد,۱۸‌سال است که کبدی کار می‌کنم.‌ سال ۸۶ نایب‌قهرمان آسیا،‌ سال ۸۷ نایب‌قهرمان آسیا، ‌سال ۸۸ با تیم‌ملی جوانان نایب‌قهرمان آسیا، ‌سال ۸۸ مدال برنز بازی‌های آسیایی گوانجو، ‌سال ۹۰ کاپیتان تیم‌ملی بودم و مقام سوم آسیایی جوانان را کسب کردیم. همان ‌سال ۹۰ نایب‌قهرمان جهان با بزرگسالان و ‌سال ۹۳ در المپیک داخل سالن اینچئون کره نایب‌قهرمان شدیم. بعد از آن،‌ سال ۹۶ مقام سوم آسیا با بزرگسالان را کسب کردیم و الان هم که قهرمان بازی‌های آسیایی شدیم.
راه سختی اما طی شد برای رسیدن به قهرمانی آسیا. اینطور نیست؟
صدر در صد. از ابتدا بازیکن تیم سیستان‌وبلوچستان بودم. ‌سال ۸۸ هیچ‌کسی نبود که هزینه‌های مرا پرداخت کند و وقتی دیدم در این استان هیچ جای پیشرفتی برای من وجود ندارد، به استان گلستان رفتم و زیر نظر اعظم مقصدلو که مربی تیم‌ملی بودند، کار را ادامه دادم. این امکان را پدرم به عنوان یکی از مشوقان اصلی من برایم ایجاد کرد. آنجا همه بازیکنان ملی بودند و واقعا هم پیشرفت کردم.به طوریکه الان ۱۲ سال است که بازیکن تیم ملی هستم.

** اما این همه سال ملی پوش بودن نتوانسته اندکی از مشکلاتی که را که داشتی ،به خصوص در زمینه مسائل مالی حل کند
درست است. به جز یک‌سال که قراردادم ۴‌میلیون بود، دیگر هیچ سالی، هیچ قراردادی نداشتم. یعنی در این سال‌ها من هیچ حقوق و پولی نداشتم.نه اینکه فکر کنید فقط به خودم فکر می کنم. واقعا این طور نیست. من اگر درآمدی داشتم برای بچه ها کاری می کردم.چون واقعا اذیت می شوم وقتی می بینم که حق این بچه ها نادیده گرفته می شود فقط چون امکاناتی ندارند.
** به همین دلیل است که گفتی در صورت گرفتن پاداش قهرمانی در آسیا می خواهی برای بچه های زابل سالن ورزشی بسازی؟
بله.آرزویم این است که برای مردم سیستان و زابل کاری کنم. به خصوص برای بانوان آن. ولی کار زیادی از دستم برنمی آید. برادرم نیاز به پیوند کبد دارد، مدام می گوید نمی توانی برایم کاری کنی، فکر می کند کاری از دستم برمی آید اما من چه کاری می توانم بکنم ؟یا سمیه بامری که هنوز هم یکی از بهترین مدافعان ایران است و هنوز هم می گوییم از او در لیگ استفاده کنیم.اما شوهرش بیکار است و بچه اش هم پوکی استخوان دارد. سمیه هم فکر می کند من می توانم کاری برایش انجام دهم و هر زمان که مرا می بیند می وید که برای شوهرم کاری بکن یا برای فرزندم اما من چه باید بکنم ؟کاری که از دست من برمی آید این است که تلاش کنم سالنی برای کبدی ایجاد کنم تا بچه های اینجا دست کم جایی داشته باشند برای تمرین کردن.

** به عنوان کاپیتان تیمی که تاریخ ساز شده چه انتظاری از مسئولان دارید؟
انتظار دارم که نگاهی ویژه به ما داشته باشند. باور کنید که ما خیلی پیشترها می توانستیم به سیطره هندی ها پایان داده و قهرمان آسیا شویم اگر نگاهی به استعدادهای سیستان می شد. اینجا استعدادهای زیادی هست که متاسفانه به آنها توجه نمی‌شود. مثلا از روستای صادق، سمیه بامری، کلثوم بامری، زهره و مریم بامری کبدی‌کارند که اگر تیم‌ملی بودند، از بازیکنان هندی هم بهتر بودند ولی این بچه‌ها ۵۰۰تا تک‌تومانی نداشتند که پول مینی‌بوس را بدهند و تا زابل برای تمرین بیایند. در روستاها و توی مسیر هم اذیت می‌شوند و حق این بچه‌ها نادیده گرفته شد، چون امکاناتی نداشتند.درحالی که می توانستند برای ایران افتخار آفرینی کنند اما این استعدادها الان حتی به سختی نان برای خوردن پیدا می‌کنند.
** گفتید که می خواهید ورزشکار المپیکی به ورزش ایران تحویل دهید. این همه مشکلات که از نزدیک با آن دست و پنجه نرم می کنید ناامیدتان نمی کند؟
امید آخرین چیزی است که می میرد. مشکلات زیادی هست اما این مشکلات نمی تواند ما را به عقب براند.ما یاد گرفته ایم که با مشکلات بجنگیم. شما نگاهی به انقلاب ما بیندازید. ۴۰سال از عمر آن می گذرد. مگر مشکلات کمی داشته.اگر قرار بود از روز اول بگوییم که نمی توانیم الان کجا بودیم؟ همیشه باید تلاش کرد. اگر دست روی دست بگذارید و به تماشا بنشینید حقی برای اعتراض ندارید. چون شما هم می شوید مثل آنها که قدمی برنمی دارند. هیچ کس هم اگر تلاش نکند، خود آدم می تواند تلاش کند و من باور دارم که اگر برخی مسئولان چشم بر تلاشهایتان ببندند و آن را نبینند اما خدا حتما شما و تلاشی که می کنید را خواهد دید. این از همه چیز بالاتر است .چون خدا می گوید از شما حرکت ،از من برکت. من این حرکت را کردم و پس دیگر ناامیدی معنایی ندارد. من با امید به خدا و اطمینان به توانایی های بچه های سیستان و زابل باز هم می گویم که می توانم بازیکنان المپیکی تحویل دهم و در این راه از هیچ کوششی دریغ نمی کنم و حاضرم با دستان خودم سالن بسازم .اما واقعا به نیم نگاه و حمایت مسئولان هم نیاز داریم. نه فقط من. که سیستان و زابل و بچه هایی که مملو از استعدادهای ناب هستند و فقط باید آنها را دید.
انتهای پیام/*فریده ظریف دوست را بی شک می توان اسطوره تلاش،مقاومت و ایستادگی خواند.تک دختر خانواده ای هشت نفره. دختری از دیار باد و خاک که با دستانی خالی اما اراده ای پولادین که از منطقه ای محروم که به گفته خودش دخترانش غم آب دارند و نان، توانست بازوبند تیم ملی کبدی بانوان را با افتخار بر بازو ببندد. بازوبندی که شاید خیلی پیشترها باید بر بازویش بسته می شود. هرچند که چه با بازوبند و کاپیتانی و چه بدون او، چیزی جز موفقیت کشور عزیزش و به رقص در آوردن پرچم پرافتخار ایران بر فراز آسیا و دنیا در سرش نیست.
بیشتر بخوانید:
فریده ظریف دوست؛ بانویی که مقاومت و جنگندگی را معنا کرد

کاپیتان تیم ملی کبدی بانوان ایران در گفت وگویی صمیمانه با طنین یاس از سال ها تلاش خود می گوید:
** سالها تلاش کردید . نه فقط در کبدی . که در رشته های بسیاری. این نشان از اراده پولادین ظریف دوست دارد اما به نظر می رسد که گله های بسیاری هم دارید.
بله. هر چند که گاهی فکر می کنم گفتنش فایده ندارد. چرا که می تواند کار را سخت تر هم کند. اما سکوت هم نمی توان کرد. از هیچ تلاشی فروگزار نیستم اما گاهی فقط تلاش و تقلای شما کافی نیست. گاهی به راحتی از کنار تمام تلاشهای که می کنی می گذرند.درست مثل زمانی که فرزندم را از دست دادم و به سختی توانستم با کمک ورزش به خودم آمده و به زندگی برگردم. اما به راحتی از تیم ملی خط خوردم و این شد دست مزد زحماتی که کشیدم و اتفاق تلخی که .... این نوع نگاه، آزار دهنده ترین رفتاری است که در تمام طول این سالها نتوانستم با آن کنار بیایم. من دوازده سال و شاید هم بیشتر در تیم ملی بودم اما زمان خیلی زیادی نیست که بازوبند کاپیتانی را بربازوم دارم. هرچند که برایم فرقی نمی کند و در هر صورت از جان و دل برای تیم ملی و کشورم مایه می گذارم اما تبعیض ها گاهی دل آدم را می شکند. مثل زمانی که به سادگی چشم روی بچه های سیستان بستند و آنها را باوجود توانایی های بالایی که داشتند کنار گذاشتند و نفراتی را برگزیدند که با خط خورده های سیستان قابل مقایسه هم نبودند. نه اینکه فکر کنید می خواهم از دختران شهر و دیار خودم دفاع غیرمنطقی کنم نه. من می گویم آنهایی باید انتخاب شوند که توانایی اش را دارند .چرا که این انتخابهای درست است که ما را در مسیر موفقیت قرار می دهد. ما خیلی سالها قبل باید قهرمانی آسیا را به دست می آوردیم اگر، انتخابها بر اساس شایستگی ها بود. نه مسائلی دیگر!

** شنیدم عرق به سیستان باعث شده تا حتی در لیگ یک بازی کنید.
بله.شاید این برای بازیکن تیم ملی خوب نباشد اما من به این چیزها فکر نمی کنم. من، هدفم جدا از افتخار آفرینی برای ایرانم، برداشتن گامی مثبت برای مردم سیستان و زابل است. شاید دستم به جایی بند نباشد و نتوانم کاری را که می خواهم بکنم اما هرگز هم دست از تلاش برنمی دارم. بچه های بسیاری بودند که به تیم های دیگر رفتند. نمی توانم آنها را سرزنش کنم. زندگی خرج دارد و آنها باید کمک خرج خانواده خود باشند و این مسئله آنها را ناچار می کند که گاهی تصمیماتی بگیرند که شاید از صمیم قلب هم به آن راضی نباشند اما سرنوشت، بازیهای تلخی با ما آدم ها می کند.
من در خانواده ای ورزشی بزرگ شدم . پنج برادر داشتم که کشتی گیر بودند. پدرم هم ورزشی بود و همراه با مادرم یکی از حامیان اصلی من در این راه.

** با قهرمانی در آسیا به اهدافت در کبدی رسیدی ؟
هدفهای یک ورزشکار تمامی ندارد,۱۸‌سال است که کبدی کار می‌کنم.‌ سال ۸۶ نایب‌قهرمان آسیا،‌ سال ۸۷ نایب‌قهرمان آسیا، ‌سال ۸۸ با تیم‌ملی جوانان نایب‌قهرمان آسیا، ‌سال ۸۸ مدال برنز بازی‌های آسیایی گوانجو، ‌سال ۹۰ کاپیتان تیم‌ملی بودم و مقام سوم آسیایی جوانان را کسب کردیم. همان ‌سال ۹۰ نایب‌قهرمان جهان با بزرگسالان و ‌سال ۹۳ در المپیک داخل سالن اینچئون کره نایب‌قهرمان شدیم. بعد از آن،‌ سال ۹۶ مقام سوم آسیا با بزرگسالان را کسب کردیم و الان هم که قهرمان بازی‌های آسیایی شدیم.
راه سختی اما طی شد برای رسیدن به قهرمانی آسیا. اینطور نیست؟
صدر در صد. از ابتدا بازیکن تیم سیستان‌وبلوچستان بودم. ‌سال ۸۸ هیچ‌کسی نبود که هزینه‌های مرا پرداخت کند و وقتی دیدم در این استان هیچ جای پیشرفتی برای من وجود ندارد، به استان گلستان رفتم و زیر نظر اعظم مقصدلو که مربی تیم‌ملی بودند، کار را ادامه دادم. این امکان را پدرم به عنوان یکی از مشوقان اصلی من برایم ایجاد کرد. آنجا همه بازیکنان ملی بودند و واقعا هم پیشرفت کردم.به طوریکه الان ۱۲ سال است که بازیکن تیم ملی هستم.

** اما این همه سال ملی پوش بودن نتوانسته اندکی از مشکلاتی که را که داشتی ،به خصوص در زمینه مسائل مالی حل کند
درست است. به جز یک‌سال که قراردادم ۴‌میلیون بود، دیگر هیچ سالی، هیچ قراردادی نداشتم. یعنی در این سال‌ها من هیچ حقوق و پولی نداشتم.نه اینکه فکر کنید فقط به خودم فکر می کنم. واقعا این طور نیست. من اگر درآمدی داشتم برای بچه ها کاری می کردم.چون واقعا اذیت می شوم وقتی می بینم که حق این بچه ها نادیده گرفته می شود فقط چون امکاناتی ندارند.
** به همین دلیل است که گفتی در صورت گرفتن پاداش قهرمانی در آسیا می خواهی برای بچه های زابل سالن ورزشی بسازی؟
بله.آرزویم این است که برای مردم سیستان و زابل کاری کنم. به خصوص برای بانوان آن. ولی کار زیادی از دستم برنمی آید. برادرم نیاز به پیوند کبد دارد، مدام می گوید نمی توانی برایم کاری کنی، فکر می کند کاری از دستم برمی آید اما من چه کاری می توانم بکنم ؟یا سمیه بامری که هنوز هم یکی از بهترین مدافعان ایران است و هنوز هم می گوییم از او در لیگ استفاده کنیم.اما شوهرش بیکار است و بچه اش هم پوکی استخوان دارد. سمیه هم فکر می کند من می توانم کاری برایش انجام دهم و هر زمان که مرا می بیند می وید که برای شوهرم کاری بکن یا برای فرزندم اما من چه باید بکنم ؟کاری که از دست من برمی آید این است که تلاش کنم سالنی برای کبدی ایجاد کنم تا بچه های اینجا دست کم جایی داشته باشند برای تمرین کردن.

** به عنوان کاپیتان تیمی که تاریخ ساز شده چه انتظاری از مسئولان دارید؟
انتظار دارم که نگاهی ویژه به ما داشته باشند. باور کنید که ما خیلی پیشترها می توانستیم به سیطره هندی ها پایان داده و قهرمان آسیا شویم اگر نگاهی به استعدادهای سیستان می شد. اینجا استعدادهای زیادی هست که متاسفانه به آنها توجه نمی‌شود. مثلا از روستای صادق، سمیه بامری، کلثوم بامری، زهره و مریم بامری کبدی‌کارند که اگر تیم‌ملی بودند، از بازیکنان هندی هم بهتر بودند ولی این بچه‌ها ۵۰۰تا تک‌تومانی نداشتند که پول مینی‌بوس را بدهند و تا زابل برای تمرین بیایند. در روستاها و توی مسیر هم اذیت می‌شوند و حق این بچه‌ها نادیده گرفته شد، چون امکاناتی نداشتند.درحالی که می توانستند برای ایران افتخار آفرینی کنند اما این استعدادها الان حتی به سختی نان برای خوردن پیدا می‌کنند.
** گفتید که می خواهید ورزشکار المپیکی به ورزش ایران تحویل دهید. این همه مشکلات که از نزدیک با آن دست و پنجه نرم می کنید ناامیدتان نمی کند؟
امید آخرین چیزی است که می میرد. مشکلات زیادی هست اما این مشکلات نمی تواند ما را به عقب براند.ما یاد گرفته ایم که با مشکلات بجنگیم. شما نگاهی به انقلاب ما بیندازید. ۴۰سال از عمر آن می گذرد. مگر مشکلات کمی داشته.اگر قرار بود از روز اول بگوییم که نمی توانیم الان کجا بودیم؟ همیشه باید تلاش کرد. اگر دست روی دست بگذارید و به تماشا بنشینید حقی برای اعتراض ندارید. چون شما هم می شوید مثل آنها که قدمی برنمی دارند. هیچ کس هم اگر تلاش نکند، خود آدم می تواند تلاش کند و من باور دارم که اگر برخی مسئولان چشم بر تلاشهایتان ببندند و آن را نبینند اما خدا حتما شما و تلاشی که می کنید را خواهد دید. این از همه چیز بالاتر است .چون خدا می گوید از شما حرکت ،از من برکت. من این حرکت را کردم و پس دیگر ناامیدی معنایی ندارد. من با امید به خدا و اطمینان به توانایی های بچه های سیستان و زابل باز هم می گویم که می توانم بازیکنان المپیکی تحویل دهم و در این راه از هیچ کوششی دریغ نمی کنم و حاضرم با دستان خودم سالن بسازم .اما واقعا به نیم نگاه و حمایت مسئولان هم نیاز داریم. نه فقط من. که سیستان و زابل و بچه هایی که مملو از استعدادهای ناب هستند و فقط باید آنها را دید. /فریده ظریف دوست را بی شک می توان اسطوره تلاش،مقاومت و ایستادگی خواند.تک دختر خانواده ای هشت نفره. دختری از دیار باد و خاک که با دستانی خالی اما اراده ای پولادین که از منطقه ای محروم که به گفته خودش دخترانش غم آب دارند و نان، توانست بازوبند تیم ملی کبدی بانوان را با افتخار بر بازو ببندد. بازوبندی که شاید خیلی پیشترها باید بر بازویش بسته می شود. هرچند که چه با بازوبند و کاپیتانی و چه بدون او، چیزی جز موفقیت کشور عزیزش و به رقص در آوردن پرچم پرافتخار ایران بر فراز آسیا و دنیا در سرش نیست.
بیشتر بخوانید:
فریده ظریف دوست؛ بانویی که مقاومت و جنگندگی را معنا کرد

کاپیتان تیم ملی کبدی بانوان ایران در گفت وگویی صمیمانه با طنین یاس از سال ها تلاش خود می گوید:
** سالها تلاش کردید . نه فقط در کبدی . که در رشته های بسیاری. این نشان از اراده پولادین ظریف دوست دارد اما به نظر می رسد که گله های بسیاری هم دارید.
بله. هر چند که گاهی فکر می کنم گفتنش فایده ندارد. چرا که می تواند کار را سخت تر هم کند. اما سکوت هم نمی توان کرد. از هیچ تلاشی فروگزار نیستم اما گاهی فقط تلاش و تقلای شما کافی نیست. گاهی به راحتی از کنار تمام تلاشهای که می کنی می گذرند.درست مثل زمانی که فرزندم را از دست دادم و به سختی توانستم با کمک ورزش به خودم آمده و به زندگی برگردم. اما به راحتی از تیم ملی خط خوردم و این شد دست مزد زحماتی که کشیدم و اتفاق تلخی که .... این نوع نگاه، آزار دهنده ترین رفتاری است که در تمام طول این سالها نتوانستم با آن کنار بیایم. من دوازده سال و شاید هم بیشتر در تیم ملی بودم اما زمان خیلی زیادی نیست که بازوبند کاپیتانی را بربازوم دارم. هرچند که برایم فرقی نمی کند و در هر صورت از جان و دل برای تیم ملی و کشورم مایه می گذارم اما تبعیض ها گاهی دل آدم را می شکند. مثل زمانی که به سادگی چشم روی بچه های سیستان بستند و آنها را باوجود توانایی های بالایی که داشتند کنار گذاشتند و نفراتی را برگزیدند که با خط خورده های سیستان قابل مقایسه هم نبودند. نه اینکه فکر کنید می خواهم از دختران شهر و دیار خودم دفاع غیرمنطقی کنم نه. من می گویم آنهایی باید انتخاب شوند که توانایی اش را دارند .چرا که این انتخابهای درست است که ما را در مسیر موفقیت قرار می دهد. ما خیلی سالها قبل باید قهرمانی آسیا را به دست می آوردیم اگر، انتخابها بر اساس شایستگی ها بود. نه مسائلی دیگر!

** شنیدم عرق به سیستان باعث شده تا حتی در لیگ یک بازی کنید.
بله.شاید این برای بازیکن تیم ملی خوب نباشد اما من به این چیزها فکر نمی کنم. من، هدفم جدا از افتخار آفرینی برای ایرانم، برداشتن گامی مثبت برای مردم سیستان و زابل است. شاید دستم به جایی بند نباشد و نتوانم کاری را که می خواهم بکنم اما هرگز هم دست از تلاش برنمی دارم. بچه های بسیاری بودند که به تیم های دیگر رفتند. نمی توانم آنها را سرزنش کنم. زندگی خرج دارد و آنها باید کمک خرج خانواده خود باشند و این مسئله آنها را ناچار می کند که گاهی تصمیماتی بگیرند که شاید از صمیم قلب هم به آن راضی نباشند اما سرنوشت، بازیهای تلخی با ما آدم ها می کند.
من در خانواده ای ورزشی بزرگ شدم . پنج برادر داشتم که کشتی گیر بودند. پدرم هم ورزشی بود و همراه با مادرم یکی از حامیان اصلی من در این راه.

** با قهرمانی در آسیا به اهدافت در کبدی رسیدی ؟
هدفهای یک ورزشکار تمامی ندارد,۱۸‌سال است که کبدی کار می‌کنم.‌ سال ۸۶ نایب‌قهرمان آسیا،‌ سال ۸۷ نایب‌قهرمان آسیا، ‌سال ۸۸ با تیم‌ملی جوانان نایب‌قهرمان آسیا، ‌سال ۸۸ مدال برنز بازی‌های آسیایی گوانجو، ‌سال ۹۰ کاپیتان تیم‌ملی بودم و مقام سوم آسیایی جوانان را کسب کردیم. همان ‌سال ۹۰ نایب‌قهرمان جهان با بزرگسالان و ‌سال ۹۳ در المپیک داخل سالن اینچئون کره نایب‌قهرمان شدیم. بعد از آن،‌ سال ۹۶ مقام سوم آسیا با بزرگسالان را کسب کردیم و الان هم که قهرمان بازی‌های آسیایی شدیم.
راه سختی اما طی شد برای رسیدن به قهرمانی آسیا. اینطور نیست؟
صدر در صد. از ابتدا بازیکن تیم سیستان‌وبلوچستان بودم. ‌سال ۸۸ هیچ‌کسی نبود که هزینه‌های مرا پرداخت کند و وقتی دیدم در این استان هیچ جای پیشرفتی برای من وجود ندارد، به استان گلستان رفتم و زیر نظر اعظم مقصدلو که مربی تیم‌ملی بودند، کار را ادامه دادم. این امکان را پدرم به عنوان یکی از مشوقان اصلی من برایم ایجاد کرد. آنجا همه بازیکنان ملی بودند و واقعا هم پیشرفت کردم.به طوریکه الان ۱۲ سال است که بازیکن تیم ملی هستم.

** اما این همه سال ملی پوش بودن نتوانسته اندکی از مشکلاتی که را که داشتی ،به خصوص در زمینه مسائل مالی حل کند
درست است. به جز یک‌سال که قراردادم ۴‌میلیون بود، دیگر هیچ سالی، هیچ قراردادی نداشتم. یعنی در این سال‌ها من هیچ حقوق و پولی نداشتم.نه اینکه فکر کنید فقط به خودم فکر می کنم. واقعا این طور نیست. من اگر درآمدی داشتم برای بچه ها کاری می کردم.چون واقعا اذیت می شوم وقتی می بینم که حق این بچه ها نادیده گرفته می شود فقط چون امکاناتی ندارند.
** به همین دلیل است که گفتی در صورت گرفتن پاداش قهرمانی در آسیا می خواهی برای بچه های زابل سالن ورزشی بسازی؟
بله.آرزویم این است که برای مردم سیستان و زابل کاری کنم. به خصوص برای بانوان آن. ولی کار زیادی از دستم برنمی آید. برادرم نیاز به پیوند کبد دارد، مدام می گوید نمی توانی برایم کاری کنی، فکر می کند کاری از دستم برمی آید اما من چه کاری می توانم بکنم ؟یا سمیه بامری که هنوز هم یکی از بهترین مدافعان ایران است و هنوز هم می گوییم از او در لیگ استفاده کنیم.اما شوهرش بیکار است و بچه اش هم پوکی استخوان دارد. سمیه هم فکر می کند من می توانم کاری برایش انجام دهم و هر زمان که مرا می بیند می وید که برای شوهرم کاری بکن یا برای فرزندم اما من چه باید بکنم ؟کاری که از دست من برمی آید این است که تلاش کنم سالنی برای کبدی ایجاد کنم تا بچه های اینجا دست کم جایی داشته باشند برای تمرین کردن.

** به عنوان کاپیتان تیمی که تاریخ ساز شده چه انتظاری از مسئولان دارید؟
انتظار دارم که نگاهی ویژه به ما داشته باشند. باور کنید که ما خیلی پیشترها می توانستیم به سیطره هندی ها پایان داده و قهرمان آسیا شویم اگر نگاهی به استعدادهای سیستان می شد. اینجا استعدادهای زیادی هست که متاسفانه به آنها توجه نمی‌شود. مثلا از روستای صادق، سمیه بامری، کلثوم بامری، زهره و مریم بامری کبدی‌کارند که اگر تیم‌ملی بودند، از بازیکنان هندی هم بهتر بودند ولی این بچه‌ها ۵۰۰تا تک‌تومانی نداشتند که پول مینی‌بوس را بدهند و تا زابل برای تمرین بیایند. در روستاها و توی مسیر هم اذیت می‌شوند و حق این بچه‌ها نادیده گرفته شد، چون امکاناتی نداشتند.درحالی که می توانستند برای ایران افتخار آفرینی کنند اما این استعدادها الان حتی به سختی نان برای خوردن پیدا می‌کنند.
** گفتید که می خواهید ورزشکار المپیکی به ورزش ایران تحویل دهید. این همه مشکلات که از نزدیک با آن دست و پنجه نرم می کنید ناامیدتان نمی کند؟
امید آخرین چیزی است که می میرد. مشکلات زیادی هست اما این مشکلات نمی تواند ما را به عقب براند.ما یاد گرفته ایم که با مشکلات بجنگیم. شما نگاهی به انقلاب ما بیندازید. ۴۰سال از عمر آن می گذرد. مگر مشکلات کمی داشته.اگر قرار بود از روز اول بگوییم که نمی توانیم الان کجا بودیم؟ همیشه باید تلاش کرد. اگر دست روی دست بگذارید و به تماشا بنشینید حقی برای اعتراض ندارید. چون شما هم می شوید مثل آنها که قدمی برنمی دارند. هیچ کس هم اگر تلاش نکند، خود آدم می تواند تلاش کند و من باور دارم که اگر برخی مسئولان چشم بر تلاشهایتان ببندند و آن را نبینند اما خدا حتما شما و تلاشی که می کنید را خواهد دید. این از همه چیز بالاتر است .چون خدا می گوید از شما حرکت ،از من برکت. من این حرکت را کردم و پس دیگر ناامیدی معنایی ندارد. من با امید به خدا و اطمینان به توانایی های بچه های سیستان و زابل باز هم می گویم که می توانم بازیکنان المپیکی تحویل دهم و در این راه از هیچ کوششی دریغ نمی کنم و حاضرم با دستان خودم سالن بسازم .اما واقعا به نیم نگاه و حمایت مسئولان هم نیاز داریم. نه فقط من. که سیستان و زابل و بچه هایی که مملو از استعدادهای ناب هستند و فقط باید آنها را دید.





بازدید از صفحه اول
sendارسال به دوستان
printنسخه چاپی
عضویت در خبرنامه
گزارش خطا
نظر ‌بینندگان
نام:
ایمیل:
* نظر:
tr_sar
آخرین اخبار
tc_sar
tl_sar
tr_sar
پر بیننده ها
tc_sar
tl_sar