سرویس های خبری
‌استان ها
‌اقشار
سایر خدمات
کد خبر: ۹۰۳۳۸۸۸
تاریخ انتشار: ۱۹ تير ۱۳۹۷- ۵۲: ۰۸
استاد دانشگاه آمریکا:
رحمان زاده، گفت:یکی از مظاهر نیهیلیسم فعال، کالایی کردن (commodification)و شیی ای کردن objectification) ) همه ابعاد زندگی است.

به گزارش خبرگزاری بسیج،  نشست «نیهیلیسم فعال و چشم انداز صلح» در مجمع فلاسفه ایران و با حضور اساتید و علاقه مندان حوزه فلسفه، جامعه شناسی و فلسفه سیاسی برگزار شد.در این نشست اساتیدی چون اسدالله رحمان زاده، دکترای

فلسفه و استاد دانشگاه در آمریکا ، سید جواد میری، عضو هیات علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی و قاسم پورحسن، عضو هیات علمی دانشگاه در رشته فلسفه اسلامی به ایراد سخنرانی پرداختند .پیش از این قراربود اساتیدی چون  بیژن عبدالکریمی،  محمد علی مرادی و حسن محدثی هم در جلسه حاضر باشند ولی جزو غائبین جلسه بودند.

اسدالله رحمان زاده گفت: ما موجوداتی افراطی و واکنشی هستیم که دائما در حال نوسان از یک افراط به افراط دیگریم. تا زمانی که به خویش بنگریم و از طریق  حّد میانِ طلایی (Golden Mean) و قانون طلایی (Golden Ruleبا دیگران همانطور رفتار کن که میخواهی با تو رفتار شودبه عقل سلیم برگردیم و این راه صلح است که در انتها به آن بر می گردم.

وی افزود: حرکت آونگی ما از یک افراط به افراط، یک روند تاریخی است. ما از مغز خزندهreptilian brain) ) که واکنشی است به مغز نئوکورتکس) (neocortex brain) ، که متأمل است و مرکز تجرید و داوری است، تکامل یافتیم. می شود گفت تفاوت نیهیلیسم مدرن با نیهیلیسم پیشامدرن اینست که: اولاً در گسست وجودشناختی به سر می بریم، چیزی که نیچه «افول ارزشهای کیهانی “decline of cosmological values”  می نامد و آنان که مدعی حاملان والاترین ارزشها هستند دیگر قادر به سازماندهی زندگی ما نیستند. دیگر اینکه تا به حال یأس پوچ گرایانه با چنین انرژی واکنشیِ فعال و بیرحمی (مغز خزنده) و فاصله گیری تجریدیِ خرد ابزارگرا (مغز نئوکورتکس) در هم آمیخته نشده بود—به قول ویلیام باتلر ییتس در شعر «آمدن دوم» (The Second Coming)، مرکز از نگهداری ناتوان است و خوبترین ها فاقد هر اعتقادی اند در حالی که بدترینها از اشتیاق سرشارند.

این استاد دانشگاهی در آمریکا گفت: باید اینچنین گفت که بهترین هایی که فاقد اعتقادند مبتلا به نیهیلیسم منفعل اند و بدترین هایی که در اشتیاقی شدید می سوزند همان عاملان نیهیلزم فعال هستند. و مرکزی که دیگر نگه نمی دارد، همان نا کارایی حامیان بالاترین ارزشهاست.وی سپس به به طور خلاصه مشکل نیهیلیسم ( را با استفاده از نظریات نیچه) در هفت تز ارائه داد.

رحمان زاده افزود: نیچه خود را فیلسوف پس فردا، یعنی قرن ۲۱ می دانست و چقدر پیش بینی او صحیح در آمده است. از اواخر قرن ۱۹ تا به حال ما نیهیلسم فعال را با تمام قوا تجربه کرده ایم. جامعه سرمایه داری که در مقابل قدرت مدیریت بازار مانند بتی سر تعظیم فرود میآورد، به قول مارکس هر چیز جامدی را ذوب می کند. هیچ ارزشی نیست که به کالا تبدیل نشود و نشده باشد. اگر روند یا نام یا محصول جدیدی است، آن را می توان به نامی تجاری تبدیل کرد. حتی اگر آن ایده ها مذهبی هستند، می توان آن را برای فروش آراسته کرد. در غرب مشکل تعریف سبک زندگی cool را دارند.  برای اینکه این مهم نیست چند جای بدنتان را خالکوبی یا سوراخ کنید تا خود را از هنجار مسلط جدا کرده و اعلام یگانگی و بی مانندی کنید، آن سبک زندگی بی مانند دوباره از طریق تحقیقات بازاری marketing researchبه کالایی جدید تبدیل میشود. فی الواقع یکی از مظاهر نیهیلیسم فعال ، کالایی کردن (commodification)و شیی ای کردن  objectification) ) همه ابعاد زندگی است.

این استاد فلسفه در کشور آمریکا ادامه داد: از زمان نیچه تا به حال ما دو جنگ جهانی، جنگ سرد، و مجموعه ای از جنگهای استعماری و پست کلنیال داشتیم. به نوعی توسعه و کنترل امپریالیستی، بارز ترین نوع نیهلیسم فعال است. وجه مشخصه این گشترش امپریالیستی و نیهلیستی در اصطلاحِ «بسیج کامل» total mobilization خود را نشان می دهد. در نوشتاری خطاب به ارنست یونگر، هایدگر این تعبیر یونگر یعنی بسیج کامل را به عنوان جوهر متافیزیک اراده معطوف به قدرت نیچه ای و نیهیلیسم میگیرد، تا آنجا که تاریخ غرب در دو قرن اخیر در افق این متافیزیک دیده و پیش بینی شده است. هایدگر می گوید که یونگر از تمام تفسیر های پیشین از نیچه بالاتر است برای اینکه با نگاهی سرد و تیز نشان میدهد که اراده معطوف به قدرت، نمایانگر هستی موجودات در عصر نیهیلیسم است.

رحمانزاده گفت: یونگر نیهلیسم فعال را مشابه بیماری یا هرج و مرج نمی بیند. بر عکس برای نیهلیسم فعال، نظم و حرکت سازمان یافته اجتماعی، در ابعاد سیاسی و تکنولوژی، از اهمیت بالایی برخوردارند. برای نیهیلسم، تکنولوژی بالاترین ارزش است که از طریق آن میتواند بسیج کامل برای ویرانی و  اعمال قدرت تحقق بخشد. انسانیت زدایی سیاست و دیدن جنگ به عنوان یک هنر از عناصر اصلی نیهیلیسم فعال است. اما از هم پاشی دولتها وهرج و مرج—آنچه که «دولت های شکست خورده» failed      states و  یا «سرکش»rogue states و از پا افتاده نامیده می شوند ماحصل فعالیتهای نیهیلسم فعال هستند، نه منشأ آن.

گزارش از محمدرضا زمانی خطیبی

بازدید از صفحه اول
sendارسال به دوستان
printنسخه چاپی
عضویت در خبرنامه
گزارش خطا
نظر ‌بینندگان
نام:
ایمیل:
* نظر: