سرویس های خبری
‌استان ها
‌اقشار
سایر خدمات
r_marquee
پيش‌بيني تاريخي رهبر انقلاب: حتي با قبول ديكته‌هاي دشمن در مساله هسته‌اي، باز هم تحريمها را برنخواهند داشت! - 1393/11/29      
l_marquee
bolet_tele
bolet_tele
کد خبر: ۹۰۲۲۰۵۵
تاریخ انتشار: ۰۸ خرداد ۱۳۹۷- ۳۷: ۰۹
معصومه آباد در نشست صمیمی با بسیج جامعه زنان کشور:
در ادمه نشست صمیمی خواهران بسیج جامعه زنان کشور با آزاده جانباز دکتر معصومه آباد، عضو سابق شورای شهر تهران، با بیان اینکه حادثه آزادسازی خرمشهر که امام خمینی از آن به عنوان یک معجزه الهی یاد کرد؛ حادثه ای نیست که متعلق به یک برهه ای از زمان و جغرافیا و اقلیمی از کشور باشد، بلکه یک رخداد بزرگ تاریخی است که ما نباید فراموش بکنیم و این داستان، داستان ایستادگی و مقاومت کشور ماست. این یک داستان دنباله دار است و داستانی است که قهرمانش ملت ایران بودند.،گفت: جنگ تمام نشده بلکه جنگ در معنای تاریخی خودش که در سال 1359 اتفاق افتاده تمام شده ولی به یک شکل دیگری تغییر پیدا کرده است.

به گزارش سرویس بسیج جامعه زنان کشور خبرگزاری بسیج، دکتر آباد در ادامه بیان خاطراتی از آن سال ها پرداخت که خواندن آن خالی از لطف نیست.

رژیم بعث عراق ، مقهور اسرای نوجوان ایرانی/ نقشه هایی که نقش برآب می شود

این بانوی آزاده کشورمان با بیان اینکه من دقیقا به یاد دارم که در اردوهای عراق، ضمن اینکه بعثی ها برنامه های مختلفی را از طریق سازمان های جاسوسی در اردوگاه های اسرا برای گروه های مختلف بسیج، سپاه، ارتش، اعم از زن و مرد تدارک می دیدند، گفت: اما آنها  آخرش نتوانستند تحلیل کنند که اسرای ایرانی چطور آدم هایی هستند!

وی با بیان اینکه شما کتاب « سرباز کوچک امام » را بخوانید متوجه می شوید بچه ها چه استقامت و دلیرمردی کردند، گفت: رهبر معظم انقلاب در تغریظ خود بر این کتاب، نوشتند « این سرباز شجاع اسلام» چرا؟ تصور کنید که سربازهای بعثی با اسلحه و باتوم بالای سر تعداد رزمنده کم سن و سال ایستاده بودند که یک کلام بیشتر از آنچه ما گفتیم را به خبرنگاران بگویید، همه شما را از بین می بریم! از اسرای کم سن سال ما خواستند که بگویند" خمینی" ما را فرستاد جبهه و ما به اجبار به جبهه آمدید! اما و مهدی طهانیان در پاسخ می گوید: «هر چه امامم بگوید، امامم بگوید برو می روم و امامم بگوید بِمیر می میرم و امامم بگوید بِشین می نشینم.» به نوجوان اسیری دیگر گفتند تو بگو؛ در پاسخ گفت: « تا حجابت را حفظ نکنی با تو حرفی ندارم « ای زن از فاطمه اینگونه خطاب است ، ارزنده ترین زینت زن حفظ حجاب است.»

این بانوی جانباز هشت سال دفاع مقدس ادامه داد: بعد از آن حرکت بچه های ما در آن جلسه  آنها را بیش از یک ماه تنبیه کردند به طوری که همه دمپایی در دستشان می کردند و از پله ها بالا و  پایین می رفتند، چرا که نمی توانستند روی پا یا حتی روی دست حرکت کنند!

وی تأکید کرد : پاسخ اسرای ما و حرکت آنها آگاهانه بود.

عضو سابق شورای شهر تهران، با بیان اینکه رژیم بعثی، رزمندگان کم سن و سال ما را جدا کرده بودند و تحت عنوان اردوگاه اطفال! برای خرد و کوچک کردن آنها هر از گاهی اسباب بازی، اعم از ماشین و هواپیما با حضور فیلم بردارها و مستندسازها به آنها هدیه می دادند، گفت: بعثی ها متوجه نبود که اینها از برخی جهات شاید سن کمی داشته باشند اما همین افراد با دستکاری شناسنامه و یا آوردن شناسنامه برادر بزرگ تر خود فرماندهان را برای حضورشان در جبهه مجاب –فریب داده اند- کرده اند!

من حرس خمینی نیستم! لبی که خانه خدا را بوسیده به روح خدا اهانت نمی کند

نویسنده کتاب "من زنده ام" در ادامه با بیان خاطره ای دیگر گفت: چندی پیش در جلسه ای جناب جهانگیری معاون برنامه ریزی سازمان نظام پزشکی، برایم تعریف کرد:« هنگامی که اسیر شدم 13 ساله بودم، عکس امام(ره) روی جیبم بود عراقی ها با دیدن این صحنه از من پرسیدن تو « حَرَس خمینی هستی؟» من متوجه معنی کلمه "حَرَس" نشدم اما خمینی را فهمیدم و سریع دست زدم به جیبم و گفتم لا .. لا خمینی لا خمینی .. می خواستم بگویم من حَرَسِ خمینی نیستم! وقتی دست گذاشتم روی عکس امام، یکی از آنها مرا صدا زد و عکس امام را بوسید و گفت تو حرس خمینی هستی! و من گفتم آره آره من حرس خمینی هستم. »

وی ادامه داد: بعد از حضور در  اردوگاه اطفال، همین گروه خبرنگاری به اردوگاه سالمندان رفتند، کسانی که بالای 60 سال سن داشتند و در جبهه یا ساقی بودند یا مکبر یا پیش نماز بودند و یا اینکه رزمنده ها را هدایت می کردند.. بعثی ها به این خیال که اسرای سالمند، آبدیده اند قطعاً برای رهایی از شکنجه حرف شان را گوش می دهند از آنها خواسته بودند که به امام خمینی (ره) توهین کنند! ولی برادر عزیزمان چهارلنگ گفته بود: « لب هایی که خانه خدا را بوسیده به روح خدا اهانت نمی کند»!

4 دختر دیوانه در اردوگاه اسراء / موش هایی که سر از یقه عراقی ها در می آورد!

این بانوی آزاده با اشاره به اینکه سلول ما در اردوگاه اتاقی بود که پشت پنجره اش میله زده بودند! گفت: در نظر بگیرید پنجره ای که خود از جنس آهن است، پشتش را میله زده بودند و پشت آن میله را با یک صفحه آهنی پوشانده بودند و ما فقط از توی روزنه هایی که در اندازه های یک ماش یا عدس بود، می توانستیم نوری را ببینیم و با دیدن خبرنگاران و مستندسازانی که به اردوگاه اطفال و سالمندان رفته بودند،  فقط فریاد می زدیم «  الله اکبر، خمینی رهبر، مرگ بر صدام» آن هیئت وقتی صدای ما شنیده و ما سؤال کرده بودند،زندان بان ها گفته بودند که این ها 4 دختر دیوانه هستند! که اگر شما پنجره را باز کنید به شما حمله می کنند.!

آباد با بیان اینکه ما مجنون نبودیم این فریادهای مان برا ی این بود که گروه خبرنگاری را متوجه کنیم که ما هم هستیم و پیش ما هم بیایند! اظهارداشت: آقای علی ضرقانی که با گروه هیأت وزیر شهید جواد تندگویان اسیر شده بود روزی برایم تعریف کرد که  خبرنگاری بر می گشتند و به بعثی ها می گفتند «صدای زن می آید» و آنها می گفتند « اینها مجنون هستند و هر کسی را می بینند سر و صدا می کنند» تا اینکه شخصی از آن گروه از من پرسید اینها دیوانه اند؟ و من گفتم نه اینها دیوانه نیستد و فقط به همین اندازه می توانستم آنها را توجیه کنم.»

تنها جایی که خلبان ایرانی گریه کرد! 

این بانوی جانباز هشت سال دفاع مقدس ادامه داد، بعثی ها آنقدر خبیث و ترسو بودند که موش در اتاق ما می انداختند و وقتی ما همان موش را در یقه شان می انداختیم ، چنان می ترسیدند که شش متر عقب می پریدند! گفت: برادر خلبانی بود که با تمام قدرت ایمانش در برابر شکنجه های شدید بعثی ها گریه نکرده بود، یک بار به من گفت: « خواهر من فقط یک بار گریه کردم، نمی پرسی کی!؟ گفتم کی؟ گفت آن زمان که موش را در یقه " حکمت " آن سرباز عراقی -ما به او  نکبت می گفتیم-انداختید و ما همه خندیدیم و البته همه ما را به همین خاطر شکنجه کردند. روزی رئیس زندان از من پرسید که چرا زنان شما اینطوری هستند و خلق و خوی زنانه ندارند! موش   در یقه سرباز عراقی می اندازند و از زیر در می خندند! و من آنجا گریه کردم و گفتم همه زنان و دختران ما اینگونه هستند ما اینجا مُرده باشیم که زنان و دختران ما خلق و خوی زنانه داشته باشند.

اسرایی که هیچ کجای دنیا، نمونه شان یافت نمی شود/ مردانی که صبح ها شکنجه می شوند و شب ها برای سلامتی رهبرشان دعا می کنند!

وی ادامه داد: در سال 1368 یک گروه نظامی از سازمان جاسوسی فرانسه به همراهی کنت دومارنچ، اردوگاه های عراق را بازدید کردند، بعد از تمام شدن بازدید و اینکه متوجه شدند چه اتفاقاتی در آنجا می افتد، طی گزارشتی نوشتند که در اسناد سازمان ملل است موجود است که « در اردوگاه های عراق، اسرایی را دیدیم که در هیچ یک از جنگ های بین المللی ندیده بودم اسرایی بودند که بر طبل جنگ جهانی سوم می زدند، روزها شکنجه می شدند و شب ها برای سلامتی رهبران شان نماز سلامت می خواندند و روزه می گرفتند و دعا می کردند. »

هشت سال دفاع مقدس، دریایی مملو از دُر و گوهر

عضو سابق شورای شهر تهران با بیان اینکه  این ها ارزش و دستاورد معنوی یک جامعه است، گفت: اما بعضی از این دوستان خودی ! خیلی علاقمند نیستند که این خاطرات حماسه ها و ارزش ها و میراث فرهنگی و معنوی کشور پایدار بماند در حالی که مقام معظم رهبری می فرمایند« هشت سال دفاع مقدس گنجینه با ارزشی است که هربار در آن دست کنید می توانید یک دُر گوهرین بیرون بیاورید» این ها دُرهایی است که هر زمان سینه ای باز می شود یکی از آنها عیان و آشکار می شود.

آباد با بیان اینکه اینگونه هم نیست که بدخواهان و دشمنان بتوانند یکباره این گنجینه –ارزش های هشت سال دفاع مقدس- را از بین ما بردارند و ببرند،، گفت: خیر این کار را نمی توانند بکنند، بلکه می گویند « چقدر می خواهید خاطرات هشت سال دفاع مقدس همچنان زنده بماند».

هشت سال دفاع مقدس، نقطه وحدت و افتخار ملت

وی تأکید کرد:  ما می خواهیم این خاطرات زنده بماند به دلیل اینکه فرهنگ ایستادگی و مقاومت این مردم و این سرزمین است، افزود: چندی پیش بچه های آزاده ارمنی از من دعوت کرده بودند رفتم کلیسای ارامنه، آنجا با تعریف خاطرات شان، اشک می ریختند! یعنی؛ یعنی این جنگی است که ارامنه و کلیمی و همه ادیان الهی را کنار هم جمع کرده است.

حال که جنگ تحمیلی و ارزش ها آن می تواند نقطه وحدت ما باشد، چرا نباید مایه افتخارما باشد و آن را یک جور دیگر تحلیل کنیم ؟! چرا باید خرمشهر را فراموش کنیم! و این موارد است که امروز روی یک ریل دیگر سواریم.

داعش برای ورد به ایران، دندان تیز کرده بود!/داعش، انسانیت را به صلیب کشیده بود

این بانوی آزاده کشورمان در ادامه با اشاره به اینکه ما در طول هشت سال دفاع مقدس 240 هزار شهید داده ایم و بیش از میلیاردها دلار هزنیه بر ما تحمیل شد گفت:  نظامی اقتصاد جنگ این بود که قریب 10 تیلیارد دلار هزینه جنگ شده است.

این جانباز هشت سال دفاع مقدس با بیان اینکه در بحث سوریه  و عراق زمانی که شهرهای عراقی یکی بعد از دیگری سقوط می کرد و در تصرف نیروهای داعش در می امد و موصل مرکز نیروهای نظامی داعش شده بود، داعشی ها به شهر دیاله رسیدند، گفت: دیاله شهری که با مرز ایران یک کیلومتر و با سر پل ذهاب 45 کیلومتر  و با روستای ثلاث 10 کیلومتر فاصله دارد، وقتی دیاله را گرفتند، فرمانده ارتش ایران اعلام کرد که تمام سلیحات نظامی در پادگان های دیاله قرار می گیرد.

وی با طرح یک پرسش که چرا داعش به سمت دیاله قشون کشی کرد؟چون این شهر سکوی پرتاب به سمت ایران بود! چون دندان تیز کرده بودند برای ایران و گفت : داعشی ها چه کسانی بودند؟ کسانی که انسانیت را به صلیب کشیده بودند.

آباد یادآور شد: نه اینکه داعشی قلب شهید شیعه را به دندان کشیده بود و همین حرکت غیرانسانی باعث اعتراض رئیس جمهور روسیه پوتین به آمریکا شد که شما دنیا را  به کجا می کشانید!؟ مگر داعش زن و مردان را تکه تکه نمی کرد؟ همان شیخ ایرانی که در مسیر نجف با خانواده به طرز فجیعی به شهادت رساند.

این عضو سابق شورای شهر تهران گفت: پس چرا فکر می کنیم حضور ایران در سوریه و عراق، حضوری بی ارتباط و بی نسبت است و وقتی در جامعه اینگونه مطرح می شود ، چرا نمی توانیم جواب بدهیم که ما یک جنگ نیابتی داریم.

سال گذشته سردارسلیمان مژده داد: « امسال آخرین سال شان است »

نویسنده کتاب " من زنده ام" با یادآوری خاطره از سردار سلیمانی، گفت: « به یاد دارم که در دوره های حال نامساعدی از نظر بیماری داشتم، سردار سلیمانی برادر عزیزمان برای عیادت منزل ما تشریف آوردند، درست همان زمانی که داعش در عراق تا دیاله جلو آمده بود و در سوریه به نزدیکی مرقد شریف حضرت زینب سلام الله علیها رسیده بود و بی شرمانه فریاد می زد:« زینب یا جای تو اینجاست یا جای ما.» با نگرانی و استرس پرسیدم:« وضع عراق و سوریه خیلی خراب است»، گفت: «امسال، آخرین سال شان است.» گفتم:« آخرین سال آنهاست؟» گفت: « بله امسال آخرین سال شان است»، گفتم چطوری؟ گفت: «پیش می آید شما نگران نباش» در ادامه به سردار سلیمانی گفتم نمی شود با اسرای داعشی صحبت کرد و آنها را نسبت به اشتباهشان توجیه کرد، سردارسلیمانی گفت: «اینها از ما محکم تر هستند !» یعنی؛ هر چه با اینها صحبت کنید فایده ندارد و فقط باید با اینها باید جنگید!

و خیلی از افرادی که در کشور ما بحث هایی را مطرح می کنند که از سر جهالت و نادانی است ، نیاز دارند به اینکه حتما این موضوعات روشن شود که سهم خودمان از حضور در سوریه و عراق چیست که با 2 هزار شهید از کشورهای مسلمان مثل عراق و سوریه و افغانستان و پاکستان و لبنان و ...  از سرزمین های اشغالی توسط داعش بیرون می آییم.

سه گروهی که از عاشورا تا به امروز در نقطه های عطف تاریخی حضور داشتند

آباد افزود: در نقطعه عطف تاریخ اسلام که عاشورا است سه دسته وجود دارد 1 گروهی که همراه امام حسین بودند ، از آب گذشتن ولی از آبرو نگذشتند و حقیقت را بر  سینه  گذاشتند و تا مرز شهادت رفتند 2. گروه یزیدیان بودند که تسلیم حق نشدند و آن معرکه را با فرزندان پیامبر و نوادگان ایشان انجام دادند و 3. گروهی که همیشه در تردید هستند ! خیلی از کسانی که در مقابل لشکر امام حسین علیه السلام بودند ، کسانی بودند که شک و تردید کردند . هم آب را می خواستند و هم آبرو ، هم دنیا را می خواستند و هم آخرت را !

وظیفه زنان در جنگ اقتصادی، نقشی تکرار نشدنی در تاریخ است

وی با بیان اینکه این تقسیم بندی مقطعی در حادثه عاشورا نیست ، این تقسیم بندی تاریخی است و همیشه در دنیای ما هستند کسانی که دچار شک و تردید و غفلت می شوند و نمی دانند کجا بایستند و از چه چیزی دفاع کنند، اظهار داشت:  اکنون که در گردونه یک جنگ اقتصادی هستیم ، وظیفه ما بخصوص جامعه زنان بسیجی یک وظیفه خطیری است که در هیچ کجای تاریخ شاید تکرار نشود .

جایی که کارهای مان پیش نرفت در اخلاص مان شک کنیم

این بانوی آزاده با بیان اینکه تعجب می کنم، برخی از موضوعات با این همه گروه های خودی و مخلص،  پیش نمی روند؟! گفت: یقینا باید در اخلاص خود شک کنیم، هر کجا مخلص بودیم ، نتیجه ای که به دست آوردیم پیروزی بوده است ولی هر کجا که از اخلاص فاصله گرفتیم و دچار تردیدو شک شدیم به غفلت مبتلا شدیم.

اهمیت فضای مجازی در نظر مقام معظم رهبری:

اما خامنه ای: اگر رهبر نبودم، دوست داشتم مدیریت فضای مجازی را داشتم!

این بانوی جانباز هشت سال دفاع مقدس در ادامه به اهمیت فضای مجازی اشاره کرد و گفت: از مقام معظم رهبری سوال کردند اگر رهبر نبودید دوست داشتید چه کاره بودید؟ فرمودند: «دوست داشتم مدیریت فضای مجازی را داشتم» این نشان دهنده اهمیت فضای مجازی است و دنیا دارد افکار عمومی را با فضای مجازی مدیریت می کند.

فاصله بین ما و ولایت ،ما و اسوه های حسنه ، ما و تاریخ پرافتخارمان،آغاز بسیاری از حوادث و اتفاقات بد

نویسنده کتاب "من زنده ام" در ادامه به اهمیت بحث های جمعیت و اقتصاد مقاومتی پرداخت و افزود:  جلسه ای که با مقام معظم رهبری در خصوص جمعیت داشتیم ، یکی از دوستان گفتند که ما می توانیم این موضوع را با بسیج پیش ببریم ، حضرت آقا فرمودند این موضوع را قشری نکنید بذارید جامعه با این موضوع حرکت کند. 

آباد ادامه داد: همینطور در مسئله حمایت از تولید ایرانی و کالای ملی ... من اعتقادم بر این است تا زمانی که ما وحدت، یکپارچگی و ولایت پذیری را حفظ کنیم، هیچ کسی با هیچ سلاحی نمی تواند در بین ما باشد.

وی تصریح کرد:  اما زمانی که بین ما و الگوهای مان، بین ما اسوه های مان، بین ما و تاریخ پرافتخارمان، بین ما و رهبران مان، بین ما و ولایت مان... فاصله ایجاد شود؛ آن وقت آغاز بسیاری از حوادث و اتفاقاتی است که ممکن است بیفتد و نقطه کمان این حادثه زنان هستند .

بازدید از صفحه اول
sendارسال به دوستان
printنسخه چاپی
عضویت در خبرنامه
گزارش خطا
نظر ‌بینندگان
نام:
ایمیل:
* نظر:
tr_sar
آخرین اخبار
tc_sar
tl_sar